تبليغاتX
خرم آن نغمه ...

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد             که تا ز خال تو خاکم شود عبیر آمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی         بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 20:3  توسط علي  | 

رفتنت را دیدم

       تو به من خندیدی

              آتش برق نگاهت دل من آتش زد

و مرا در پس یک بغض غریب

       در میان برهوتی تاریک

                     رهایم کردی ...

رفتنت را دیدم

         تا به آنحا که نگاهم سو داشت

و تو

          در آخر این قصه تلخ محو شدی

                       باورم نیست که دیگر رفتی

اشک من بدرقه راهت باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 17:19  توسط علي  | 

یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شدآب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاستکس نمی​گوید که یاری داشت حق دوستیلعلی از کان مروت برنیامد سال​هاستشهر یاران بود و خاک مهربانان این دیارگوی توفیق و کرامت در میان افکنده​اندصد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاستزهره سازی خوش نمی​سازد مگر عودش بسوختحافظ اسرار الهی کس نمی​داند خموش دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شدخون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شدحق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شدتابش خورشید و سعی باد و باران را چه شدمهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شدکس به میدان در نمی​آید سواران را چه شدعندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شدکس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شداز که می​پرسی که دور روزگاران را چه شد
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1385ساعت 15:44  توسط علي  | 

قصه است این قصه آری قصه درد است 

شر نیست

این عیار مهر کین مرد و نا مرد است

 اين گليم تيره بختي هاست .
خيس خون داغ سهراب و سياوشها ،
روكش تابوت تختی هاست .

آري آري من همين افسانه مي گويم

- « هفت خوان را « زاد سرو » مرو ،
آنكه از پيشين نياكان تا پسين فرزند رستم را بخاطر داشت ،

يا به قولي « ماخ » سالار ، آن گرامي مرد ،
آن هريوه ي خوب وپاك آئين ، روايت كرد ؛

خوان هشتم را
من روايت ميكنم اكنون ؛

آري، خوان هشتم را

- « آه ،
ديگر اكنون آن عماد تكيه و اميد ايرانشهر،

آن خداوند و سوار رخش بي مانند ،

آن زبردست دلاور، پير شير افكن ،

آنكه هرگز- چو كليد گنج مرواريد –
گم نمي شد از لبش لبخند ،
خواه روز صلح و بسته مهر را پيمان ،
خواه روز جنگ و خورده بهركين سوگند ؛

آري اكنون شير ايرانشهر ،

كوه كوهان ، مرد مردستان ،
رستم دستان ،

در تگ تاريكژرف چاه پهناور ،
كشته هر سو بر كف و ديوارهايش نيزه وخنجر ،
چاه غدر ناجوانمردان ،
چاه پستان ، چاه بيدردان ،
چاه چونان ژرفي و پهناش ، بيشرميش ناباور

پهلوان هفت خوان اكنون
طعمه دام و دهان خوان هشتم بود .

بسكه بيشرمانه و پست است اين تزوير
چشم را بايد ببندد ، تا نبيند هيچ
بسكه زشت و نفرت انگيزست اين تصوير

بعد چندي كه گشودش چشم
رخش خود را ديد ،
بسكه خونش رفته بود از تن
بسكه زهر زخمها كاريش ،

 تن خود - بس بتر از رخش –
بي خبر بود و نبودش اعتنا با خويش .
رخش را مي ديد و مي پائيد .
رخش ، آن طاق عزيز ، آن تاي بي همتا
رخش رخشنده
با هزاران يادهاي روشن و زنده ،

گفت در دل : « رخش ، طفلك رخش ،
آه ! »
اين نخستين بار شايد بود
كان كليد گنج مرواريد او گم شد

باز چشم او به رخش افتاد ، اما . . . واي . .
ديد
رخش زيبا ، رخش غيرتمند ،
رخش بي مانند ،
با هزارش ياد بود خوب ، خوابيده ست

هي نوازش كرد ، هي بوئيد ، هي بوسيد
رو به يال و چشم او ماليد .

بسكه زشت و نفرت انگيزست اين تصوير
جنگ بود اين ، يا شكار ، آيا
ميزباني بود يا تزوير ؟ »


                                                                                           به یاد زنده یاد اخوان ثالث

 









 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 19:56  توسط علي  | 

من درد تو را آسان از دست ندهم                       دل    بر   نکنم  زتو  تا  جان   ندهم

از  دوست   به  یادگار  دردی  دارم                       کان درد را به صد هزار درمان ندهم

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 10:41  توسط علي  | 

آري آري زندگي زيباست
 زندگي آتشگهي ديرینه پا برجاست
گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست
 ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست

بي نشان از پيكر آرش
با كمان و تركشي بي تير
 آري آري جان خود در تير كرد آرش
 كار صد ها صد هزاران تيغه شمشير كرد آرش
 تير آرش را سواراني كه مي راندند بر جيحون

و آنجا را از آن پس
مرز ايرانشهر و توران بازناميدند

آفتاب
درگريز بي شتاب خويش
سالها بر بام دنيا پاكشان سر زد

در دل هر كوي و هر برزن
سر به هر ايوان و هر در زد

سالها و باز
در تمام پهنه البرز
 وين سراسر قله مغموم و خاموشي كه مي بينيد

نام آرش را پياپي در دل كهسار مي خوانند

با دهان سنگهاي كوه آرش مي دهد پاسخ
 مي كندشان از فراز و از نشيب جادهها آگاه
مي دهد اميد
 مي نمايد راه

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 10:20  توسط علي  | 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم        چشم زیبای   تو را  دیدم و  بیمار شدم

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی         تو  طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 23:11  توسط علي  | 

هر کجا  محرم  شدی  دست از خیانت  باز  دار  

ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 22:39  توسط علي  | 

اگر  آن  ترک  شیرازی   بدست  آرد   دل   ما  را       به   خال   هندویش   بخشم  سمرقند  و  بخارا   را

اگر  آن ترک   شیرازی   بدست  آرد   دل  ما  را        به  خال  هندویش  بخشم سر  و دست و تن و پا را

اگر چیز می بخشند از آن خویش  می بخشند        نه  چون  حافظ  که  می بخشد  سمرقند  و بخارا را

اگر   آن  ترک  شیرازی  بدست  آرد  دل  ما  را        به  خال  هندویش  بخشم  تمام   جان    اجزا      را
 
اگر چیز می بخشند از آن خویش می بخشند        نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پارا
 
سر و دست و تن پارا به خاک گور می بخشند        نه  بر  آن   ترک   شیرازی   که بردست جمله دلها را
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 20:47  توسط علي  | 

معرفی نرم افزار Norton Ghost

بوسیله این نرم افزار شما می توانید در عرض ۵ تا ۱۰ دقیقه ویندوز خود را Restore کنید.

اول باید این نرم افزار و نصب کنید.(این نرم افزار را میتونید در سی دی Norton Utility یا از اینترنت دانلود کنید.)

بعد از اجرا کردن آن یک صفحه باز می شود با دو عنوان:

Back up و Restore

۱)back up 

شما اول باید Back up بگیرید.روی Back up کلیک کنید و مراحل بعدی را با خواندن تیتر بالای صفحه پشت سر بگذارید.( دقت کنید که با این  نرم افزار از یک درایو مثلا C که در آن ویدوز است باید Back up بگیرید.)

۲)Restore

 حال اگر ویدوز شما ویروسی شد میتونید با انتخاب گزینه Restore از شر اون ویروس راحت بشین.

 حتما این نرم افزارو امتحان کنید. من که خودم هفته ای یه بار ویندوز عوض می کردم الان از این استفاده می کنم. تازه به هر کی اینو معرفی کردم خیلی حال کرده.

 

این Restore با Restore ویندوز چند تا فرق داره:

۱) وقتي با Restore ویندوز کار می کنید اطلاعاتی که قبلا Move یا Copy کردید از بین می روند. ولی در Restore کردن کامپیوتر با این نرم افزار فقط اطلاعات همان درایو ممکن است Overwrite شوند.

۲)ممکن است Restore ویندوز نتواند این مشکل را بر طرف کند در حالی که بااگر با Norton Ghost ِ 

Restore کنید انگار یک ویندوز جدید نصب کرده اید.

۳)حتی اگر ویندوز شما بالا هم نیاید میتوانید از این نرم افزار در محیط Dos استفاده کنید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 11:40  توسط علي  | 

آن  یار  کزو  خانه    ما    جای    پری   بود                               سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل  گفت  فروکش  کنم  این  شهر  ببویش                              بیچاره  ندانست  که  یارش  سفری بود

از  چنگ  منش  اختر  بد   مهر    بدر    برد                              آری    چکنم    دولت   دور   قمری   بود

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت                              باقی  همه  بیحاصلی  و بی  خبری بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 10:49  توسط علي  |