|
|
|
|
|
نمیذارن که ادم کار خودشو بکنه. ببین دیگه چی شده که آدم سر به هوایی مثل من که دایم تو فکر مسخره کردن بقیس بیاد تو فاز اجتماعی. هر اندازه بلندتر پرواز کنی در نظر کسانیکه پرواز نمی دانند کوچکتر به نظر می رسی.
![]()
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 0:3 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
یه مطلبی تو یکی از وبلاگهای باهال خوندم. حیفم اومد کپ نزنمش. با اجازه ی آقای ارژنگ حاتمی.
در يكي از سايتها مي خوانيم گربه اي در چين يك سگ به دنيا آورده است، در ابتدا كلي تعجب مي كنيم، سپس كمي مي ترسيم، حتي باورمان مي شود كه فيلم نامه هاي سريال«عامل ناشناخته» واقعا براساس واقعيت است! اما هنگامي كه متوجه مي شويم صاحب گربه گفته است كه گربه مادر براي خارج شدن از خانه آزادي كامل داشته و حتي برخي شب ها را در بيرون از منزل مي خوابيده است شصتمان خبردار مي شود كه احتمالا اوضاع از چه قرار است، در همين راستا برخي مسئولين كشور چين از تمام شهروندان اين شهر كه گربه دارند(مخصوصا گربه هاي نازنازي و ملوس) شديدا درخواست كرده است تا آمد و شد گربه هاي خود را به شدت كنترل كنند، و به گربه هايشان آموزش دهند كه علاوه بر گرگ هاي غريبه، به هيچ سگ نا آشنايي هم اطمينان نكنند، كه بد زمانه اي شده است!
منبع: http://www.arjang62.blogfa.com
البته یه مطلب قشنگ دیگه هم داشت. به نام درسهای بلاگستانی که اگه دوست دارین وبلاگتون شلوغ بشه حتما بخونیدش.اینم لینکش : http://www.arjang62.blogfa.com/post-112.aspx |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 23:53 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
من نه آنم که دو صد مصرع رنگين گويم
هم چو فرهاد يکي گويم و شيرين گويم... یا بقول شاعر که میگه: بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد رنج گل بلبل کشید و برگ آن را باد برد
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 19:52 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
تمثال دو زلف و رخ آن یار کشیدم یک روز و دو شب زحمت این کار کشیدم
اول شدم آشفته ی زلفش سر زلفش آخر به پریشانی بسیار کشیدم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 17:57 توسط علي
|
|
||
|
|
|
|
|
مدامم مست ميدارد نسيم جعد گيسويت خرابم ميكند هر دم فريب چشم جادويت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 23:38 توسط علي
|
|
||